دوره نمایشنامه هملت اثر ویلیام شکسپیر

عضویت
در مستند ویدیویی «نمایشنامه هملت اثر ویلیام شکسپیر» به بررسی این اثر تاریخی و تحلیل داستان تراژدی هملت می‌پردازیم. با نگاه مختصری بر پیشینه و تاریخ ادبیات، نام نمایشنامه‌ نویسان و نویسندگان شهیر و مطرحی به چشم می‌خورد که هریک از آنها با خلق آثار تراژدی، حماسی، کمدی و درام سبب تحول و نوآوری‌هایی در عرصه ادبیات نمایشی شده‌اند. نمایشنامه‌هایی همچون دکتر فاسوس، رؤیای شب نیمه تابستان، هملت، بازرس، مرگ فروشنده و... همگی جزء بهترین آثار ادبی جهان به ‌شمار می‌روند و هنوز هم در نوع خود منحصر به فرد هستند. از این میان آثار بی‌نظیر ویلیام شکسپیر، شاعر و نمایشنامه نویس برجسته انگلیسی نظیر رومئو و ژولیت، ژولیوس سزار، هملت، مکبث و شاه لیر را می‌توان به عنوان برجسته‌ترین نمایشنامه‌های تاریخ ادبیات دانست. یکی از آثار تراژدی و مطرح وی هملت نام دارد. این نمایشنامه حدودا در اوایل قرن هفدهم توسط ویلیام شکسپیر نوشته شده و تاریخ انتشار نخستین نسخه چاپی آن به سال 1603 باز می‌گردد. داستان نمایشنامه هملت که موضوع اصلی آن به انتقام جویی و خونخواهی اشاره دارد، روایتگر بخشی از زندگی یک شاهزاده دانمارکی (هملت) است که پس از سفر به آلمان در حالی برای حضور در مراسم خاکسپاری پدرش به قصر خود باز می‌گردد که عمویش کلادیوس را بر تخت پادشاهی و صاحب قدرت می‌بیند. علاوه بر این هملت از ازدواج عمو و مادرش نیز آگاه شده و این امر او را آشفته و خشمگین‌تر می‌سازد. تا اینکه یک شب روح پدر هملت ظاهر شده و پس از دیدار با پسرش علت مرگ خود را توطئه و کشته شدن به دست کلادیوس بیان می‌کند و از او می‌خواهد که انتقام قتل پدر را بازستاند. هملت برای پی بردن به درستی این مطلب تدارک اجرای نمایشی نمادین را می‌دهد و به گونه‌ای داستان قتل پدرش را بازآفرینی می‌کند و این در حالی است که کلادیوس با تماشای صحنه‌های نمایش آشفته گشته و سراسیمه سالن را ترک می‌نماید. پس از این جریان و مشاهده عکس‌العمل کلادیوس، هملت به ماجرای قتل پدرش یقین پیدا می‌کند و این امر شعله‌های انتقام را در وجودش شعله ور می‌سازد. در نتیجه این جریان هملت به محضر مادرش رفته و وی را به خاطر وقایع پیش آمده مورد نکوهش قرار می‌دهد. او در حین گفتگو با مادرش سایه فردی را در پشت پرده می‌بیند و به تصور اینکه کلادیوس به حرف‌هایشان گوش می‌دهد، بلافاصله شمشیرش را در بدن آن فرد فرو می‌برد، غافل از اینکه آن سایه پولونیوس (پدر اوفلیا، معشوقه هملت) بوده و هملت جان او را به جای کلادیوس ستانده است. به دنبال این جریان اوفلیا با شنیدن خبر مرگ پدرش مجنون گشته و خود را در رودخانه‌ای غرق می‌کند و لایریتس (برادر اوفلیا) درصدد انتقام پدر و خواهرش بر می‌آید. در انتها پس از یک مبارزه نمایشی و توطئه برانگیز که توسط کلادیوس برنامه ریزی شده بود، هملت و لایریتس به واسطه زهرآلود بودن شمشمیر به شدت مجروح شده و تصویر مرگ را روبروی چشمان خود می‌بینند. در نهایت هملت به سوی کلادیوس حمله ور می‌شود و با شمشیرش او را از پای در می‌آورد. در نقد و بررسی نمایشنامه هملت می‌توان به موضوع عدم قطعیت در تصمیم گیری و ناتوانی در تشخیص نوع عمل پی برد، به طوری که وقایع درون داستان به روشنی واقعیت این امر را بازگو می‌کند. در این تراژدی، مرگ رابطه بسیار نزدیکی با موضوعاتی همچون معنویت و حقیقت داشته و می‌تواند پاسخگوی تأمل برانگیزترین پرسش‌های هملت و همچنین پایانی برای تلاش‌های وی به منظور دستیابی به حقیقت باشد. علاوه بر این در نمایشنامه هملت واژه مرگ به عنوان علت و نتیجه انتقام نقش آفرینی می‌کند و به همین سبب از ارتباط بسیار عمیقی با مضامینی همچون انتقام و عدالت برخوردار است.